شيخ حسين انصاريان
119
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
واى بر شما كه از عمل شما جگر من سوراخ و دلم آتش گرفت ، من از شنيدن اين خبر وحشتناك دلم گرفت ، من اگر بميرم خونم به گردن شماست ، از منبر به زير آمد و به خانه رفت و سخت مريض شد ! ! طبيب از او عيادت كرد و گفت : براى اين مريض تغيير آب و هوا لازم است ؛ او را به باغ سالارى در بيرون شهر شيراز منتقل كردند . در همان اوقات مرتاضى هندى به شيراز آمد ، مىگفتند : متخصّص رمل و اسطرلاب است و احياناً پيشگويى هم مىكند . يكى از تجّار متديّن بازار كه از ارادتمندان ميرزا بود ، به نزد مرتاض آمد و گفت : مال التجارهاى دارم كه به قران برخورده ، مىخواهم ببينم اين قران از او بر طرف مىشود يا نه ؟ مرتاض ، ساعتى غرق در انديشه شد . تاجر گفت : اگر نمىدانى معطّلم نكن . مرتاض گفت : آنچه به زبان گفتى در دلت نيست . تاجر گفت : پس چيست ؟ مرتاض گفت : زاهدترين خلق زمانه بيمار است ، مىخواهى بدانى وضعش به كجا مىكشد ، او بيش از شش ماه مهمان شما نخواهد بود . حاجى پس از شش ماه از دنيا رفت . شما را به خدا قسم بين اين مرد ، كه عمرى با هوى مبارزه كرد و به پاكترين صورت زيست ، در حدى كه از شنيدن خبر گناه ديگران ، از شدّت حسرت و اندوه از دنيا رفت و عالمانى كه در صفحات گذشته به چهرهء پليدشان اشارت رفت ، مقايسه كنيد و ببينيد كه تفاوت ره از كجا تا به كجاست ؛ عالمى كه عمرى در طريق تهذيب نفس بوده ، از علمش براى ايجاد تربيت و نورانيّت در مردم استفاده مىكند و عالم هوىپرست حق مردم و ملتها را پايمال كرده و براى هوى و هوس خود از نابود كردن بيگناهان در هر تعدادى كه باشند ، باك ندارد ! ! « 1 »
--> ( 1 ) - عرفان اسلامى : 2 / 340 .